X
تبلیغات
رایتل

...دل نوشته های من

شاید این شنبه بیاید شاید...

سلام

نمی دونم از کجا شروع کنم و چی بنویسم راستش دلم( منظور دلمون) خونه از  دست این مدیر جدید و مدیریت کردنش.

امسال مدیر مدرسه ما عوض شده مدیر قبلی آقای ؟ به خیر و سلامتی و فحش و بد و بیراه پستشون رو ترک کردن و آقای؟ شدن مدیر مدرسه ما. (البته مدیر که چه عرض کنم شدن حاکم مدرسه ما)

حالا چرا حاکم؟!

ی سری قانون هایی تو مدرسه وضع کرده که شاخمون داره در میاد(یعنی در اومد) .

حالا این قانون ها چیه؟!

اولین قانون اینه که:بچه ها به هیچ وجه حق ندارن آستین کوتاه بپوشن.(( جل المخلوق! ))ما دوره مدیریت قبلی با شورت می اومدیم مورد نداشت حالا...

دومین قانون: کسی حق نداره موبایل بیاره مدرسه حتی اگه خاموش باشه و تو کیفش! ((این دیگه چی می گه)) ما دوره مدیریت قبلی با دبیرا فایل رد و بدل می کردیم حالا...

قانون سوم:ملت شهید پرور( دانش آموز ها) حتما( یعنی به زور) باید تو نماز جماعت مدرسه به امامت بی امامی شرکت کنن چون تو نماز خونه حضور غیاب میشه.((باورت نمی شه نه؟!))

قانون چهارم: قبل کلاس رفتن صف مفصلی تو مدرسه تشکیل می شه از دعای فرج گرفته تا دعای ... اون تو قرائت میشه دوره مدیر قبلی چیزی به نام صف نداشتیم دور از جناب مثل گاو سرمون رو می انداختیم پایین می رفتیم کلاس اما حالا...

و قوانین دیگه در حوصله شما نیست که بگم...(( می ترسم سکته کنین بیفتین!))

خلاصه این که وضع خیلی فرق کرده به قول بچه ها قدر مدیر قبلی رو ندونستیم از دستش دادیم و باز به قول همون بچه ها شاید این شنبه بیاید شاید...(مدیر قبلی رو می گن)

شما هم زمزمه کنید....

شاید این شنبه بیاید شاید...(رضا)