X
تبلیغات
رایتل

...دل نوشته های من

روزی روزگاری در یاهو!


اون روز هم مثل روزای گذشته می خواستم  باهاش چت کنم. سلام نکرده بودم که یهو این جمله رو دیدم : ( مرتضی من نامزد کردم.. دیگه نباید چت کنم..)
مات و مبهوت به صفحه مونیتور خیره موندم.. ( نباید چت کنی ؟ ) ...
احساس کردم یکی اون طرف خط صفحه کلید رو از دستش بزور کشید .. و این  پیغام رو داد : (دیگه یواش یواش باید آبجی اینترنتیت رو فراموش کنی ..)
فهمیدم نامزدش بود .. با بغضی همراه کینه گفتم :(چرا؟)
جواب داد :(‌اینش دیگه به خودم مربوطه. تو زندگی خودتو داری .. ما هم زندگی خودمونو..)
با خودم گفتم ما مگه دیگه چه کم از طالبان داریم .. تازه نامزدش خودشو دانشجوی ساله آخر هم معرفی می کرد.
توف به دانشگاه و دانشجویی که منظور از نامزدی رو تصاحب یک نفر می دونن.
بدش ادامه داد : ( آخرین جملتو بگو که میخوام ایگنورت کنم .. خوش ندارم با نامزدم چت کنی..)
مثل کسایی حرف میزد که انگار صاحبه یکی دیگست..
با حسرت تو دلم گفتم :
(آخرین جمله ؟ به کسی که ی سال باهاش چت می کردم چطور می تونم تو یه جمله همه احساساتمو بگم ؟)
بغض چنگ انداخته بود به گلوم .. اما اجازه نمی دادم گریه ام بگیره .. ارزشه گریه رو هم نداشت. گریه  واسه یه انسانه نخستین؟؟ واسه یه طالبان ؟؟
اما دلم برای خواهرم مردن می گرفت..
ازین جملم گذشتم و گفتم بذار حداقل خواهرم آخرین جمله رو بگه..
صاف برگشت گفت: ( اون تو رو آدم حساب نمی کنه .. اون اصلا خودش میگه ولت کنم ... اون تورو X هم حساب نمی کنه .. )
(می دونستم همشو داره دروغ میگه.. خواهرمو میشناختم.. دلش خیلی نازکتر ازین حرفا بود.. )
اما ساکت موندم..

بعد از مدتی یه پیغام اومد که    : (... فراموشت نمی کنم داداشی ...)

هر کار کردم خودمو نگه دارم نشد .. بی اختیار گریه ام  شروع شد .. دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم.
خیلی راحتتر از اونی که فکرشو می کردم گریم گرفت ..
بعد چراغه آیدیش خاموش شدو دیگم روشن نشد...

خواهری از دست رفت .. با خودم به پوچ بودن دوستی های اینترنتی فکر می کردم.
به عقب ماندگی فرهنگمون ..
به خیلی چیزا.. که نمی تونم بگم خودمم ازونا مبرا هستم.
دوستی اینترنتی مثله یه رویا میمونه .. یه رویایه خیلی زیبا .. اینقدر زیبا که خیلی ها دلشون نمی خواد دیگه بیدار شن .. سربسته حرف میزنم که کوتاه باشه.
خلاصه..

 ازون به بعد لباسه مشکی بتن کردم .. ..

 ..
امیدوارم به کسی وابسته نشید .. که زمانه جدایی اگه سنگم باشید .. بازم خرد میشید.
کز سنگ هم ناله خیزد    روز  وداع یاران  ..